
سلااااااااااااااااااااااااام عزیزای دلش! خوبین؟ 
فرض: چه خوب چه بد خدا رو شکر! (مگه غیر اینه؟)
با روزگار گل و بلبل چه میکنید؟
فرض: میگذرونید احتمالا! 
![]()
ارتقاء ورژن قالب:
بالاخره پوسته ی وبلاگ رو با هزار زحمت عوضیدم 
بضیا (بعضیا) گفتن قبلی بهتر بود، بضیا بک گراند رو به عامل هیپنوتیزم متهم کردن و چون سه نفر بودن منم سه رنگ مختلف براش گذاشتم که هیچکدوم مشکلی نداشته باشن!
(توجه: مهلت انتقادات به پیکچر زمینه تمام شد. تمدید هم نخواهد شد! )
و از همه ی اینا مهمتر نظر مامان گرامی عزیزم:
این عکسه دار که گذاشتی دلیلش چیه؟
جواب من: اون دار مکافات عمل منه دیگه! ولی خب من آی کیو بودمو تونستم زنده بمونم! 
مامان: حالا از کجا معلوم که کنار دار تو دوتا دار دیگه هم باشه که بتونی خودتو نجات بدی؟ 
من: از جایی معلوم نیس! من به عنوان آخرین خواستم ازشون اینو میخوام... 
(ضمنا موقعی که آب خنک میخوردم کچلم کردن
وگرنه اینقدام 6ضلعی نیستما
) 
![]()
مباحثه ی خواجه آی کیو و ابوالمعالی مولانا بد پیله:
ابوالمعالی مولانا بدپیله :
بیا ای شیخ و از این جام می (mey) نوش / که آبی خوش گواراتر ازین نیست
خواجه آی کیو:
بد پیله جان ما مثل تو نیستیم / تو برو می خور! ما کـــار درستیم!
ابوالمعالی مولانا بدپیله :
فک کردی که اگر می (mey) نخوری! / آب از آب تکان خواهد خورد!؟
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت! / که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت!
خواجه آی کیو:
برو ای شیخ بیشین سرجات
یک جرعه نخواهیم ز پیمانه که دادی! / چون باده و پیمانه به شدت دهنی بید!
![]()
و این هم شاه بیت تاریخی برادر عزیز دلم:
آی کیو یه کامپیوتر خالی داره / کامپیوترم همیشه خستس بیچاره!
توضیح: خالی از لحاظ Game !!.. 
![]()
چن روز بعد نوشت:
فکرشو نمیکردم که کفش استاد اینقدر رو پیشرفت علم تاثیر داره!
کفش نبود که ، دمپایی ابری بود (ازینایی که توش آب رفته
)
![]()
بدون شرح ![]()


آپــــنامه
اسه مس دونی
♥
شهریور 1388
.:: آی کیو ::.
آی تی نایس
*

○